تالاب های ایران در حال نابودی
ساعت ٧:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱٩   کلمات کلیدی: کنوانسیون رامسر ،تالاب های ایران ،ایمنی بهداشت و محیط زیست ،محیط زیست تالاب ها

 

مقدمه ای درباره ی تالاب ها و اهمیت آن ها :


در میان ذخایر آبی موجود در جهان ، تالاب ها که از آنها به عنوان شاهکارهای خلقت خداوند یاد می شود بدلیل داشتن پتانسیل های منحصر بفرد و بعضا ناشناخته از جایگاه ویژه ای برخوردار هستند .
تالاب ها و اکوسیستم های آبی کشورمان ایران سرمایه های گرانقدری هستند که در تنظیم سطح آب های زیر زمینی و نیز از جهت پتانسیل های زیست محیطی ، جلب گردشگر ، اقتصادی ، اجتماعی ، ورزشی و مهاجرت انبوه پرندگان مهاجر از سراسر دنیا و زادآوری ماهیان و سایر آبزیان و ایجاد محیطی مناسب برای حیات گیاهان خاص آن اکوسیستم، نقش بسزایی دارند .
در حال حاضر آگاهی بسیار اندکی نسبت به اهمیت محیطهای طبیعی به ویژه تالاب ها وجود دارد و هنوز درک واقعی از اهمیت ، کارکرد و حساسیت این ایستگاه های حیاتی و متنوع بسیار پایین است. در این رابطه تالاب ها را می توان از جمله نظام های حیات بخشی به حساب آورد که مطلقا جایگزین ندارند .
تالاب ها مفیدترین و در عین حال بدبیارترین اکوسیستم های طبیعت به شمار می روند و هیچ یک از اکوسیستم های جهان به اندازه ی تالاب ها صدمات ناشی از کوته اندیشی بشر و تمایلات خودخواهانه ی انسان محوری را تجربه نکرده اند . در واقع بشر با نابودی تالاب ها ، سطح نازل دانش خود را در ابعاد علمی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی نشان داده است و متاسفانه هنوز روند تخریب این سیستم های طبیعی بی همتا که ده ها کارکرد متفاوت و موزون را یکجا در خود دارند متوقف نشده است .
تالاب ها از جمله ی مولدترین محیط های جهان هستند . آنها گهواره های تنوع زیستی دنیا هستند که با فراهم ساختن آب و قابلیت زاد آوری اولیه نقش مهمی در بقای گونه های بی شماری از گیاهان و جانوران وابسته به خود ایفا می کنند . آنها از اجتماعات انبوه گونه های پرندگان ، پستانداران ، خزندگان ، دوزیستان ، ماهیان و بی مهرگان حمایت می کنند . تالاب ها حداقل 4.9 میلیارد دلار ارزش خدماتی در سال بوجود می آورند .
تالاب ها ارزش اقتصادی زیادی دارند . تامین آب ، شیلات ( بیش از دو سوم از برداشت محصول ماهی جهان به سلامت مناطق تالابی بستگی دارد ) ، زراعت ( از طریق حفظ سهم آب و نگه داری مواد غذایی حاصل از دشت های غرقابی ) ، تولید چوب ، منبع انرژی لجنی و گیاهی ، منابع حیات وحش ، حمل و نقل و فرصت های تفریحی و گردشگری ( توریسم ) .
علاوه بر این ها ، تالاب ها به عنوان بخشی از میراث فرهنگی بشر خواص ویژه ای دارند . با باورهای جهان شناسی و مذهبی رابطه دارند ؛ منشا تعالی زیبایی شناختی هستند ؛ پناهگاه هایی برای حیات وحش ایجاد می کنند و شالوده ی سنن مهم بومی را تشکیل می دهند .
حتی برخی محققان حوزه ی تالاب ، بر این باورند که ارزش تالاب ها کمتر از چاه های نفت و معادن طلا نیست !
این مسئله با توجه به این که طبق برآورد برخی از کارشناسان ارزش هر هکتار تالاب از لحاظ بوم شناختی به 100 میلیون دلار می رسد ، چندان هم دور از واقعیت نیست .

کنوانسیون رامسر :

در تاریخ دوم فوریه سال 1972 یعنی 38 سال پیش روسای سازمان های محیط زیست 18 کشور پیش رفته جهان به دعوت رییس وقت سازمان حفاظت محیط زیست ایران به شهر رامسر آمدند و نخستین کنوانسیون زیست محیطی جهان را برای حفاظت از تالاب ها به امضا رساندند. کنوانسیون فوق تنها کنوانسیون جهانی ثبت شده به نام ایران است .
در حال حاضر بیش از 1800 تالاب در سراسر جهان در لیست تالاب های تحت حفاظت کنوانسیون رامسر قرار دارند که ایران از لحاظ تعداد تالاب های ثبت شده در این کنوانسیون از بین 158 کشور در مقام 19 قرار دارد .
در ایران بیش از 86 تالاب با اهمیت بین المللی شناسایی شده و از بین آن ها تا کنون 33 تالاب در قالب 22 سایت با مساحت 1 میلیون و 681 هزار و 167 هکتار در کنوانسیون ثبت شده اند که اسامی آن ها به شرح زیر می باشد :
1- آلاگل، اولاگل و آجی گل در مازندران
2- امیرکلایه در گیلان
3- تالاب انزلی در گیلان
4- بوجاق در گیلان
5- دلتای رود گز و رود حرا در هرمزگان
6- دلتای رود شور، رود شیرین و رود مینداب در هرمزگان
7- آب بندان های فریدون کنار، رازباران و سرخ رود در مازندران
8- گاوخونی و زاینده رود در اصفهان
9- گمیشان در گلستان
10- خلیج گواتر و هور باهو در سیستان و بلوچستان
11- هامون پوژاک در سیستان و بلوچستان
12- هامون صابری و هامون هیرمند در سیستان و بلوچستان
13- تنگه ی خوران در هرمزگان
14- دریاچه گوری در آذربایجان شرقی
15- دریاچه کوبی در آذربایجان غربی
16- دریاچه ارومیه در آذربایجان غربی
17- دریاچه پریشان و دشت ارژن در فارس
18- میانکاله، خلیج گرگان و آب بندان لاپوی زاغ مرز در مازندران
19- نی ریز و کمیجان در فارس
20- شادگان، خورالعمیه و خور موسی در خوزستان
21- جزیره شیدور در هرمزگان
22- شورگل، یادگارلو و درگه سنگی
( ممکن است بعضی از اسامی به دلیل ترجمه مستقیم از خود سایت ، با نام درست ذکر نشده باشند. )
لازم بذکر است که ارزش اکولوژیکی تالاب ها ده برابر جنگل ها و 200 برابر زمین های زراعی است .
قائدتا باید مایه افتخار ما ایرانیان باشد که نام یک شهر در شمال ایران بر روی این کنوانسیون مهم گذاشته شده است؛ اما اگر نگاهی به وضع فعلی تالاب های کشورمان بیندازیم شاهد آن خواهیم بود که متاسفانه این عنوان بیش از اینکه مایه خوشحالی و سرافرازی ما باشد باعث رنج و سرافکندگی ما خواهد شد.
کنوانسیون رامسر لیستی بنام مونترو دارد که شامل اسامی تالاب های در معرض خطر و انقراض هست. متاسفانه ایران با 7 سایت تالابی در آستانه انقراض، به همراه یونان در صدر این لیست قرار دارد که با وضعیتی که شاهد هستیم بی گمان در آینده ای نه چندان دور چند تالاب دیگر نیز به این لیست اضافه خواهند شد و ما به تنهایی این عنوان را از آن خود خواهیم ساخت همان طور که پیش از این، عنوان کثیف ترین رودخانه ی جهان را رودخانه ی گوهر رود واقع در شهر رشت و کشور ایران از آن خود کرده بود .
و اما نام این هفت سایت تالابی :
- آلاگل، اولماگل و آجی گل از سال 93
- تالاب انزلی از سال 93
به علت رسوبات ناشی از تخریب جنگل و مراتع بالادست که موجب کاهش عمق از 11 متر به 2 متر شده و همچنین ورود پسابهای شهری، صنعتی و کشاورزی و ورود گونه غیر بومی آزولا از سوی جهاد کشاورزی . درمورد تالاب انزلی در ادامه بیشتر خواهم گفت .
- انتهای جنوبی هامون پوزاک در سال 90
- هامون صابری و هامون هیرمند در سال 90
- این دو تالاب به اضافه هامون پوزاک به دلیل ایجاد سازه های آبی(سد) در افغانستان، تخصیص آب برای مقاصد شرب و کشاورزی از سوی ایران و افغانستان و ورود ماهی غیر بومی " آمور " از سوی اداره شیلات که نسل نی های منطقه را از بین برده است در معرض نابودی قرار دارند.
- نی ریز و کمی جان در سال 90
به علت بهره برداری از آب تالاب برای کشاورزی و خشک شدن تالاب
- شادگان، خورالعمیه و خور موسی در سال 93
به دلیل آلودگی های نفتی و زهکش های صنایع کشت و صنعت نیشکر جنوب و احداث کارخانه فولاد و پتروشیمی تخت جمشید
- شورگل، یادگارلو و درگه سنگی در سال 90
به علت احداث سد حسنلو (شورگل) که باعث شد آب تالاب از آب شور به آب شیرین تغییر کند و همچنین ایجاد زهکش، این تالاب ها خشک شدند.

و اما وضعیت فعلی برخی از معروف ترین تالاب های ایران در آغاز سال 1388 هجری خورشیدی :

تالاب گاوخونی :
عمق این تالاب به دلیل تغییرات اقلیمی، ورود حجم زیادی از فاضلاب های شهری و زه آب های کشاورزی، مصرف بی رویه کشاورزی، احداث سدهای بالادست، عدم تامین حق آب و عبور جاده از کنار تالاب به 10 سانتی متر رسیده و بشدت آسیب دیده است؛ حتی در سال گذشته طبق اخبار منتشر شده، یک معدن در کنار تالاب قصد شروع فعالیت را داشته که تشکل های مردم نهاد منطقه، فعالیت آن را متوقف کردند.
با توجه به وضعیت فعلی و اعلام پیش بینی مسئولان محیط زیست کشور ، احتمالا این تالاب هم به فهرست مونترو اضافه خواهد شد.
لازم بذکر است که ارزش اقتصادی این تالاب در کم ترین برآورد، 250 میلیارد تومان در سال اعلام شده است .
هامون :
700 هزار آواره سیستانی، نابودی صنعت شیلات، کشاورزی و صنایع دستی و بالتبع آن فرهنگ بومی و بی کاری 15 هزار صیاد محلی، متروکه شدن صدها روستا، افزایش شمار بیماران مبتلا به آسم و ریه و بیماری های چشمی در اثر وزش طوفان های شن فقط بخش کوچکی از پیامدهای خشک شدن هامون بوده که مردم منطقه در حال دست و پنجه نرم کردن با آن ها هستند.
دریاچه ارومیه ( تالاب است ) :
به علت احداث جاده میان گذر به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم شده است که درصد غلظت نمک در یک بخش بسیار زیاد شده و در بخش دیگر کاهش پیدا کرده است؛ همچنین بعلت رعایت نکردن حق آب دریاچه به علت احداث 14 سد بر روی رودخانه های بالادست و وارد شدن پساب صنعتی مانند پساب مجتمع تولید کربنات سدیم، این دریاچه در آینده ای نه چندان دور خشک خواهد شد.
این اتفاق دقیقا برای دریاچه آرال دومین دریاچه بزرگ جهان پس از دریاچه ارومیه افتاده بود. در بحبوهه جنگ سرد و به همت دولت کمونیست شوروی آب تمام رودخانه های بالادست به طرف مزارع گندم تغییر مسیر داده شد و حجم آب ورودی به آرال روز بروز کم تر می شد تا اینکه آرال تبدیل به گودالی پر از نمک شد. پس از آن باد نمک ها را جابجا کرد و به زمین های زراعی پنبه برد و نتیجه اینکه پنبه ها خشک شدند و زمین های پنبه هم شور شده و دیگر پس از آن قابل کشت نبودند. سرنوشتی که در صورت عدم اصلاح روند فعلی این بار برای دریاچه ی ارومیه و مردمان آن سرزمین تکرار خواهد شد.
تالاب صوفی کوم :
به علت احداث مجتمع پتروشیمی در کنار این تالاب ارزشمند استان گلستان و احداث کانال هایی به عمق 4 متر و عرض 11 متر این تالاب که محل زیست کوچکترین پستاندار جهان یعنی حشره خوار کوتوله می باشد آسیب زیادی دیده است.
تالاب میقان در استان اراک بعلت بهره برداری از ماده معدنی سولفات سدیم در منطقه ، رو به نابودی است.
این درحالی است که اراک جزو 8 شهر آلوده کشور از نظر آلودگی هوا می باشد و این تالاب نقش موثری در تصفیه هوای منطقه داشته و سالانه پذیرای 12 هزار پرنده مهاجر است.
تخریب تالاب های یادگارلو، حسن لو و تالاب بین المللی گمیشان نیز همچنان ادامه دارد.
تالاب میانکاله در استان مازندران به دلیل وجود تاسیسات پالایشگاه نفت، تحت فشار زیادی قرار دارد.
تالاب بختگان:
به علت احداث سازه های آبی در بالادست و برداشت بی رویه کشاورزان در طول رودخانه های تغذیه کننده این دریاچه خشک شده و متاسفانه تعداد زیادی از جوجه فلامینگوها مردند.
و اما تالاب پریشان در استان فارس که در بهمن ماه سال گذشته پیمانکار راهسازی به صورت مخفیانه و شبانه، ماشین آلات خود را در منطقه مستقر کرده و اقدام به آتش زدن نی های بخشی از تالاب نمود و بعد، بستر سازی 1000 متر از جاده که حدود 700 متر از آن در داخل حساس ترین بخش تالاب قرار داشت را انجام داده بود. البته خوشبختانه با شکایت های انجام شده و تلاش های فعالان زیست محیطی و مردم منطقه، عملیات متوقف شده است. برآورد اولیه خسارات وارده 400 میلیون تومان بوده است .
4 تالاب استان گیلان :

- تالاب بوجاق :

در زمستان گذشته خبر مطالعه واگذاری این پارک ملی به بخش خصوصی اعلام شد که امیدوارم واگذاری این تالاب ارزشمند، منجر به رها سازی و نابودسازی آن نشود. در حال حاضر درگیری هایی در باب محدوده ی این تالاب ارزشمند زیب که در مجاورت شهر کیاشهر و دلتای رودخانه سپیدرود قرار گرفته میان اداره محیط زیست و دستگاه های دیگر وجود دارد .
- تالاب استیل :

به دلیل کم آبی تابستان گذشته و استفاده بی رویه از آب این زیستگاه طبیعی برای آبیاری شالیزارهای منطقه آستارا این تالاب کاملا خشک شد اما به دلیل بارندگی های مداوم در فصل پاییز، وضعیت تالاب فعلا بهتر شده است ولی سال آینده که سالی کم آب هم هست در صورت استفاده آب تالاب برای مصارف کشاورزی دوباره با کابوس خشک شدن تالاب استیل باید دست و پنجه نرم کرد. کابوسی که شاید این بار دیگر بیدار شدنی در پس آن، در کار نباشد و به مرگ تالاب استیل منجر شود .

- تالاب امیرکلایه :

دلیل اصلی تخریب این تالاب، خاکریزهای متعددی است که با هدف زیر کشت بردن زمین های اطراف تالاب احداث شده اند. در حال حاضر تمامی اراضی حاشیه تالاب به کشت برنج اختصاص داده شده اند و این شالیزارها همچنان بر مساحتشان اضافه می شود بطوری که تنها در 6 ماه اول سال گذشته 4 بار بطور عمدی نیزارهای اطراف تالاب را آتش زده اند که در طی این آتش سوزی ها حدود 250 هکتار از تالاب دچار حریق شد که دلیل اصلی آن تصرف راحت تر این زمین ها برای مصارف شخصی می باشد.
پساب این شالیزارها به تالاب می ریزد و باعث سرعت بخشیدن به رشد گیاهان آبزی و جلبک شده و مرگ زودرس اکوسیستم تالاب را موجب می شود.
در ضمن با توجه به خشکسالی سال زراعی گذشته، تامین آب شالیزارها از محل تالاب امیرکلایه باعث آسیب رسیدن به این تالاب شده است .
بطور کل، احداث زهکش برای مصارف کشاورزی و استفاده در پرورش آبزیان، احداث سد تامین آب، تخلیه مواد غذایی و کودها و تعرض به حاشیه تالاب از عوامل اصلی تهدید کننده حیات تالاب امیرکلایه لاهیجان هستند.
استفاده بی رویه کشاورزان از آب این تالاب نیمی از آن را خشک ساخته و متوسط عمق تالاب به زیر 1 متر رسیده که این فاجعه بدلیل حفر کانال های هدایت آب توسط بیل مکانیکی رخ داده است . علاوه بر این ها کشاورزان منطقه، از پمپ آب برای پمپاژ آب تالاب به زمین های خود استفاده می کنند .

و اما نوبت می رسد به تالاب بین المللی انزلی :

گفته می شود که این تالاب جزو 10 تالاب ارزشمند کره زمین است.
ورود 500 میلیون تن رسوب در سال، تخلیه سالانه 30 میلیون تن فاضلاب شهری، 15 هزار تن کود شیمیایی، 4 هزار لیتر سموم کشاورزی، فاضلاب حدود 50 کارخانه، ورود گونه غیر بومی آزولا، تبدیل تالاب به زمین های کشاورزی، آلودگی صوتی و سوختی ناشی از قایق های گردشگران و نهایتا احداث جاده کمربندی بندرانزلی از داخل محدوده حفاظتی تالاب بشدت این تالاب را تحت فشار قرار داده اند .
جاده مورد نظر 16 کیلومتر طول دارد. از طالب آباد شروع شده و در بشمن تمام می شود. عرض آن 11 متر و حریمش 48 متر است که البته قرار است به بزرگراه تبدیل شود و بنابراین عرض آن از این هم بیش تر خواهد شد. جاده ای که با زاویه 90 درجه از روی 4 روگای تالاب که شریان حیاتی تالاب جهت ارتباط آن با دریا هستند عبور می کند.
بنده تیر ماه گذشته از بخشی از این جاده و کارگاه راهسازی بازدید کرده ام و از نزدیک شاهد این فاجعه بزرگ بودم. بر سر این جاده حرف و حدیث های فراوانی بوده که حتی در تیر ماه گذشته به تیراندازی از سوی گارد محیط زیست مستقر در قلم گوده بدلیل تخلیه خاک از سوی نیروهای پیمانکار در داخل تالاب منجر شده بود.
بنظر بنده مقاله جناب دکتر کریم ثابت رفتار مدیر گروه محیط زیست دانشگاه گیلان با عنوان ارزیابی آثار زیست محیطی (EIA) احداث جاده کنار گذر انزلی مربوط به سال 1382 بهترین نوشته درباره اثرات احداث جاده فوق در تالاب است که با زبانی علمی و کارشناسی مسئله را بررسی کرده اند.

نتیجه گیری این تحقیق این بوده که این جاده از نظر بوم شناختی و اقتصادی به صرفه نبوده و در زمره توسعه های پایدار محسوب نمی گردد و اثرات مخرب آن، موارد را شامل می شود :
" انهدام شرایط زیستگاهی در مناطق تخریب یافته و سرایت آن به مناطق دیگر، خطر شیوع بیماری های واگیردار مخصوص مناطق تالابی، کاهش جمعیت پرندگان مهاجر، افزایش آلودگی زیست محیطی در حاشیه جاده، کاهش توریسم، تخریب شرایط زیستگاهی آبزیان تالاب و کاهش چشمگیر تعداد و حجم صید در آن به عدم تعادل اکولوژیکی و آب و هوایی در کل منطقه منجر می شود و تاثیر منفی آن بر اقلیم نواحی مجاور، اختلالات جدی خاک شناسی، هیدرولوژیکی و افزایش بار رسوبی در تالاب را باعث می شود. همچنین برای اهالی (محیط زیست) حاشیه آن، گسترش ناهمگون و خطر توسعه در آینده و غیر قابل کنترل بودن فعالیت خدمات جنبی و در نتیجه صدمات جبران ناپذیر به اکوسیستم شکننده تالاب را سبب می شود.
حذف بسیاری از گونه های گیاهی و جانوری و بی مهرگان حاشیه تالاب در اراضی شمالی و کاهش ارزش اقتصادی تالاب، افزایش آلودگی دید، اختلال در مسیر مهاجرت آبزیان، افزایش دسترسی صیادان و شکارچیان غیرمجاز به تالاب جزو خطرات مهمی هستند که این تالاب بین المللی ارزشمند را تهدید می کنند. "
کل مبلغ اجرای پروژه جاده کنار گذر انزلی بین 60 تا 70 میلیارد تومان است اما مبلغ خسارت اولیه در سال اول بعد از احداث، به میزان 47 میلیارد تومان توسط کارشناسان برآورد شده است .

تالاب انزلی در مجاورت بندر انزلی قرار دارد. تالاب و شهر در کنار هم ، شهری که مردمش برای ادامه حیات به وجود تالاب نیازمندند هر چند که از اهمیت تاثیر آن بر ادامه حیاتشان آگاه نباشند. تالابی که شهر انزلی را از خطر طغیان 11 رودخانه بالادست حفظ می کند. در همین راستا بد نیست تعریفی از شهر اکولوژیک داشته باشیم تا با توجه به این تعریف وضعیت شهر انزلی و سایر شهرهای کشورمان را بدانیم .
شهر اکولوژیکی شهری است پایدار و شهری است که می تواند به ساکنین خود یک زندگی معنی دار بدهد بدون اینکه پایگاه اکولوژیکی که بر آن اتکا دارد را تخریب کند .
حال جای این سوال لازم است که آیا شهرهای ما اکولوژیک هستند ؟
جواب مسلما منفی خواهد بود.
آیا اصلا شهرهای ما واقعا شهر هستند یا تنها دهی بزرگ که روز بروز بر وسعت مساحت و جمعیتش افزوده می گردد ؟

در باب زباله های شهری هم این زباله ها در سالیان گذشته در منطقه بشمن و مجاورت تالاب مرعوب که متصل به تالاب انزلی است دپو می شدند که همین امر باعث ورود شیرابه زباله ها به تالاب می شد که در بازدیدی که سال گذشته از این محل داشتم مشاهده شد که خوشبختانه با راه اندازی کارخانه کمپوست زباله در خمیران این مسئله در حال رفع شدن است.
فاضلاب صنعتی کارخانه های مستقر در شهر صنعتی رشت و شیرابه های رودخانه های بسیار آلوده گوهر رود و زرجوب که یکی اولین و دیگری سومین رودخانه آلوده جهان هست همچنان در حال آلوده کردن تالاب هستند.

و اما یکی از سوالات مطرح در باب تالاب انزلی، این است که چرا طرح زون بندی ( تعیین کاربری ) تالاب انزلی که هم توسط دکتر ثابت رفتار و هم گروه ژاپنی جایکا تهیه شده است تا کنون اجرایی نشده است ؟
ذکر این نکته لازم است که حل مشکلات تالاب هایی همچون تالاب انزلی بنا بر عقیده کارشناسان خبره ی این حوزه، نیازمند مدیریت یکپارچه منابع آبی از رشته کوه های البرز تا دریای خزر می باشد و این یعنی همکاری مشترک سازمان آب و فاضلاب، جهاد کشاورزی، شیلات و سازمان محیط زیست و هماهنگی سایر دستگاه های اجرایی با این دستگاه ها می باشد؛ امری که اجرایی شدن آن بعید می نمایاند و همتی بزرگ می طلبد که نشانی از آن دیده نمی شود.